کارگاه تخصصی «پیش‌آگاهی نسبت به آیین‌نامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ قانون برنامه هفتم»

  • خانه
  • نوشته ها
  • کارگاه تخصصی «پیش‌آگاهی نسبت به آیین‌نامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ قانون برنامه هفتم»

اندیشکده تدبیر انرژی اتاق کرمان در راستای رسالت آموزشی و سیاست‌پژوهی خود و با هدف افزایش آمادگی فعالان اقتصادی در برابر تحولات مقرراتی حوزه انرژی، کارگاه تخصصی «پیش‌آگاهی نسبت به آیین‌نامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ قانون برنامه هفتم» در تاریخ ۶ مرداد برگزار کرد. محور این برنامه، آشنایی صنایع با تغییرات نظام تأمین برق، سازوکارهای بازار برق و الزامات جدیدی بود که می‌تواند بر نحوه تأمین انرژی و هزینه برق بنگاه‌های اقتصادی تأثیر بگذارد.

در شرایطی که ناترازی برق به یکی از چالش‌های جدی بخش تولید تبدیل شده است، شناخت مقررات جدید برای صنایع تنها یک موضوع حقوقی یا اداری نیست؛ بلکه بخشی از مدیریت راهبردی انرژی بنگاه محسوب می‌شود. محتوای آموزشی کارگاه نیز با همین رویکرد، از بررسی وضعیت تولید و مصرف برق کشور آغاز شده و سپس به ساختار بازار برق، الزامات تأمین برق صنایع و ابزارهای مختلفی که در اختیار مشترکان قرار دارد پرداخته است.

چرا پیش‌آگاهی نسبت به مقررات جدید تأمین برق اهمیت دارد؟

تغییرات سال‌های اخیر نشان می‌دهد نقش واحدهای صنعتی در بازار برق به‌تدریج در حال تغییر است. در رویکرد سنتی، مشترک عمدتاً برق را از شبکه دریافت می‌کرد، مصرف خود را انجام می‌داد و هزینه آن را می‌پرداخت؛ اما در ساختار جدید، انتخاب روش تأمین، مدیریت مصرف، حضور فعال‌تر در بازار برق و مدیریت هم‌زمان هزینه و ریسک انرژی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این تفاوت میان رویکرد سنتی و مدرن، یکی از موضوعات کلیدی مطرح‌شده در فایل آموزشی کارگاه است.

از این منظر، «پیش‌آگاهی» به این معناست که مدیران صنایع پیش از مواجهه عملی با آثار مقررات، شناخت کافی از الزامات، گزینه‌های تأمین برق و پیامدهای اقتصادی تصمیم‌های خود داشته باشند. چنین شناختی فرصت بیشتری برای بررسی قراردادها، ارزیابی روش‌های خرید برق، برنامه‌ریزی مصرف و انتخاب راهکار متناسب با شرایط هر بنگاه ایجاد می‌کند.

بند «ب» ماده ۴۳ و تغییر دامنه مشترکان مشمول تأمین برق

یکی از محورهای اصلی کارگاه، روند توسعه بازار برق و گسترش دامنه مشترکانی بود که امکان یا الزام تأمین برق آنها از سازوکارهای بازار مطرح شده است. مطابق محتوای آموزشی ارائه‌شده، این روند طی سال‌های گذشته به‌تدریج توسعه یافته است؛ از الزام صنایع با قدرت قراردادی بیش از ۵ مگاوات در سال ۱۳۹۹ و گسترش آن به صنایع بیش از یک مگاوات در سال ۱۴۰۲، تا ایجاد امکان تأمین مستقیم برق برای مشترکان دارای قدرت قراردادی بیش از ۳۰ کیلووات در سال ۱۴۰۶.

در بخش دیگری از فایل، برای سال ۱۴۰۵ به مشترکان با قدرت قراردادی بیش از ۱۵۰ کیلووات نیز در چارچوب الزامات تأمین برق اشاره شده است. همین گسترش دامنه مشمولان نشان می‌دهد شناخت بازار برق دیگر موضوعی محدود به صنایع بسیار بزرگ نیست و طیف گسترده‌تری از بنگاه‌ها باید نسبت به نحوه تأمین برق و آثار اقتصادی انتخاب روش تأمین آگاهی داشته باشند.

صنایع برق مورد نیاز خود را از چه روش‌هایی می‌توانند تأمین کنند؟

یکی از بخش‌های کاربردی کارگاه به معرفی مسیرهای مختلف تأمین برق اختصاص داشت. در محتوای آموزشی، تأمین به نیابت یا خرید برق از طریق شرکت‌های توزیع، تأمین برق از نیروگاه یا شرکت‌های خرده‌فروش از طریق قرارداد دوجانبه، خرید برق از بورس انرژی و راه‌اندازی نیروگاه خودتأمین به‌عنوان روش‌های مختلف تأمین برق مطرح شده‌اند.

هر یک از این مسیرها ساختار هزینه، مزایا، محدودیت‌ها و ریسک‌های خاص خود را دارند. بنابراین انتخاب روش تأمین برق نباید صرفاً براساس قیمت ظاهری انجام شود؛ بلکه عواملی مانند میزان و الگوی مصرف، قدرت قراردادی، قابلیت پیش‌بینی مصرف، وضعیت نقدینگی، ریسک محدودیت برق و برنامه‌های بلندمدت بنگاه نیز باید در تصمیم‌گیری مورد توجه قرار گیرند.

قرارداد دوجانبه برق؛ یکی از گزینه‌های تأمین برق صنایع

در کارگاه، قرارداد دوجانبه به‌عنوان یکی از سازوکارهای تأمین برق مورد بررسی قرار گرفت. براساس محتوای ارائه، قرارداد دوجانبه میان مصرف‌کننده واجد شرایط و یک فروشنده مجاز برق، مانند نیروگاه دارای مجوز فروش یا شرکت خرده‌فروش، منعقد می‌شود. در این شیوه امکان توافق درباره نرخ و شرایط قرارداد وجود دارد و فرآیند تأمین بدون نیاز به تغییر در ساختار فیزیکی برق‌رسانی مشترک انجام می‌شود.

فایل آموزشی همچنین فرآیند خرید برق از طریق قرارداد دوجانبه را در هفت مرحله توضیح می‌دهد؛ از تشخیص مشمولیت مشترک و شناسایی شرکت خرده‌فروش معتبر تا مذاکره و انعقاد قرارداد، تخصیص برق خریداری‌شده در مدیریت شبکه برق ایران و در نهایت تسویه مالی براساس صورتحساب شرکت خرده‌فروش. این موضوع نشان می‌دهد انتخاب تأمین‌کننده و مفاد قرارداد، بخشی مهم از مدیریت ریسک خرید برق برای صنایع است.

بورس انرژی چه نقشی در تأمین برق صنایع دارد؟

بورس انرژی یکی دیگر از مسیرهایی است که صنایع می‌توانند برای تأمین برق مورد نیاز خود از آن استفاده کنند. در محتوای کارگاه، بورس انرژی به‌عنوان بازار رسمی و قانونمند معاملات حامل‌های انرژی معرفی شده است که در آن قیمت‌ها براساس عرضه و تقاضا شکل می‌گیرند. تعیین نرخ براساس عرضه و تقاضا، ایجاد فضای رقابتی، تنوع عرضه‌کنندگان و امکان مدیریت هزینه برق از جمله ویژگی‌هایی است که برای این بازار مطرح شده است.

در مقابل، استفاده از بورس انرژی مستلزم توجه به موضوعاتی مانند نوسان قیمت، محدودیت عرضه در برخی دوره‌ها، فرآیندهای معاملاتی، دریافت کد بورس انرژی، انتخاب کارگزار، پیش‌بینی مصرف و نحوه تسویه معاملات است. به همین دلیل در فایل کارگاه، آموزش کارشناسان بازار برق، برنامه‌ریزی خرید، تنوع‌بخشی به سبد تأمین و استفاده از مشاوره تخصصی از جمله راهکارهای مدیریت برخی از این چالش‌ها معرفی شده است.

از تأمین برق توسط شبکه تا مدیریت فعال سبد انرژی

یکی از پیام‌های مهم کارگاه این است که صنایع برای مواجهه با شرایط جدید باید از رویکرد منفعلانه در تأمین انرژی فاصله بگیرند. در فایل آموزشی، سه مسیر کلی شامل احداث نیروگاه، تأمین از بازار برق و تأمین توسط شبکه در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. احداث نیروگاه می‌تواند استقلال بیشتری برای بنگاه ایجاد کند اما به سرمایه‌گذاری و مدیریت فنی نیاز دارد؛ تأمین از بازار برق انعطاف بیشتری در مدیریت هزینه فراهم می‌کند و تأمین توسط شبکه نیز ویژگی‌ها و هزینه‌های خاص خود را دارد.

بنابراین پاسخ یکسانی برای همه صنایع وجود ندارد. یک بنگاه ممکن است قرارداد دوجانبه را متناسب با شرایط خود بداند، بنگاه دیگر بخشی از نیاز خود را از بورس انرژی تأمین کند و مجموعه‌ای دیگر به سمت خودتأمینی یا توسعه نیروگاه تجدیدپذیر حرکت کند. تصمیم مناسب زمانی شکل می‌گیرد که صنعت علاوه بر هزینه خرید برق، امنیت تأمین، ریسک ناترازی و الزامات قانونی را نیز هم‌زمان ارزیابی کند.

ناترازی برق و ضرورت تغییر رویکرد صنایع

بخش ابتدایی محتوای کارگاه به مسئله ناترازی برق اختصاص دارد. افزایش مصرف برق، رشد صنایع انرژی‌بر، کاهش سرمایه‌گذاری در احداث نیروگاه، فرسودگی بخشی از تجهیزات نیروگاهی، الگوی مصرف و اتلاف در انتقال و توزیع از جمله عوامل ایجاد یا تشدید ناترازی معرفی شده‌اند. در مقابل، توسعه تولید برق، مدیریت مصرف، افزایش بهره‌وری شبکه و اصلاح ساختار بازار برق در زمره راهکارهای مدیریت این وضعیت قرار گرفته‌اند.

این چارچوب نشان می‌دهد مسئله تأمین برق صنایع تنها با افزایش تولید قابل بررسی نیست. توسعه بازار و ایجاد امکان مشارکت فعال مصرف‌کنندگان صنعتی نیز بخشی از تغییرات ساختاری حوزه برق است. از همین رو، آشنایی مدیران صنایع با مقررات و ابزارهای بازار می‌تواند توان آنها را برای مدیریت هزینه و ریسک تأمین انرژی افزایش دهد.

بازار برق؛ ابزاری برای مدیریت هزینه و ریسک انرژی

در محتوای آموزشی کارگاه، بازار برق صرفاً محلی برای خرید و فروش انرژی در نظر گرفته نشده، بلکه از آن به‌عنوان ابزاری برای مدیریت هزینه و ریسک انرژی یاد شده است. افزایش امنیت تأمین برق، مدیریت هزینه، مواجهه بهتر با ناترازی و محدودیت‌های برق، افزایش رقابت‌پذیری صنایع و ایجاد زمینه سرمایه‌گذاری در تولید برق از جمله دلایل اهمیت بازار برق برای صنایع عنوان شده‌اند.

این نگاه برای مدیران صنعتی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا هزینه انرژی مستقیماً می‌تواند بر بهای تمام‌شده و برنامه تولید تأثیر بگذارد. در نتیجه، آشنایی با قراردادهای دوجانبه، بورس انرژی، شرکت‌های خرده‌فروش و گزینه‌های خودتأمینی باید بخشی از دانش مدیریتی بنگاه‌هایی باشد که در معرض تغییرات بازار و مقررات برق قرار دارند.

پیش‌آگاهی؛ فرصتی برای تصمیم‌گیری پیش از اجرای مقررات

هدف از برگزاری کارگاه تخصصی «پیش‌آگاهی نسبت به آیین‌نامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ قانون برنامه هفتم» را می‌توان فراتر از اطلاع‌رسانی درباره یک مقرره دانست. مسئله اصلی، آماده‌سازی فعالان اقتصادی برای شرایطی است که در آن مدیریت تأمین برق، شناخت بازار و انتخاب روش خرید انرژی نقش پررنگ‌تری در فعالیت بنگاه خواهد داشت.

اندیشکده تدبیر انرژی اتاق کرمان با برگزاری چنین برنامه‌هایی تلاش می‌کند تغییرات سیاستی و مقرراتی حوزه انرژی را پیش از تبدیل شدن به یک مسئله عملیاتی برای بنگاه‌ها، در اختیار فعالان اقتصادی قرار دهد. این رویکرد می‌تواند به صنایع کمک کند تا به‌جای واکنش پس از اجرای مقررات، از قبل آثار احتمالی آن بر تأمین برق، هزینه انرژی و برنامه تولید خود را بررسی کرده و گزینه‌های در دسترس را بشناسند.