تخصیص هوشمند برق صنایع در شرایط ناترازی انرژی

گزارش سیاستی «تخصیص هوشمند برق صنایع در شرایط ناترازی انرژی»

اندیشکده تدبیر انرژی اتاق کرمان در راستای مأموریت خود در حوزه تولید دانش سیاستی، تحلیل مسائل راهبردی بخش انرژی و ارائه راهکارهای اجرایی، گزارش سیاستی «تخصیص هوشمند برق صنایع در شرایط ناترازی انرژی» را تدوین و منتشر کرد.

این گزارش با تمرکز بر یکی از چالش‌های مهم صنعت و بخش انرژی کشور، یعنی نحوه تخصیص برق به صنایع در دوره‌های ناترازی و محدودیت تأمین انرژی، به بررسی نقاط قوت و ضعف سازوکار فعلی پرداخته و چارچوبی برای حرکت از تخصیص مبتنی بر مصرف تاریخی به سمت یک نظام هوشمند، چندمعیاره و مبتنی بر داده پیشنهاد می‌کند.

چرا نظام تخصیص برق صنایع نیازمند بازنگری است؟

در سال‌های اخیر، تشدید ناترازی میان تولید و مصرف برق، مدیریت تقاضا و اعمال محدودیت برای بخش صنعت را به یکی از ابزارهای حفظ پایداری شبکه تبدیل کرده است. در سازوکار رایج، سوابق مصرف و دیماند قراردادی صنایع نقش مهمی در تعیین سهمیه برق آنها در دوره‌های محدودیت دارد. این شیوه اگرچه از مزیت‌هایی مانند سادگی، سرعت اجرا و امکان تصمیم‌گیری در شرایط اضطراری برخوردار است، اما اتکای بلندمدت به آن می‌تواند پیامدهایی برای بهره‌وری انرژی، رقابت‌پذیری صنایع و سیاست‌های توسعه صنعتی ایجاد کند.

یکی از مسائل مورد توجه در گزارش این است که تخصیص بر مبنای مصرف تاریخی می‌تواند به وضعیتی منجر شود که مصرف بیشتر در گذشته، مبنایی برای دریافت سهمیه بیشتر در آینده باشد. در مقابل، واحد صنعتی که با نوسازی تجهیزات، بهینه‌سازی مصرف، استقرار نظام مدیریت انرژی یا سرمایه‌گذاری در نیروگاه خودتأمین توانسته مصرف شبکه خود را کاهش دهد، ممکن است این عملکرد بهینه را به شکل یک مزیت مشخص در نظام تخصیص برق مشاهده نکند. گزارش سیاستی اندیشکده این مسئله را یکی از دلایل ضرورت حرکت به سمت معیارهای جامع‌تر برای تخصیص برق می‌داند.

برق در شرایط ناترازی؛ یک منبع راهبردی برای اقتصاد و صنعت

رویکرد اصلی گزارش بر این مبنا استوار است که در شرایط ناترازی، برق را نمی‌توان صرفاً یک خدمت عمومی یا کالایی برای توزیع میان مصرف‌کنندگان در نظر گرفت. محدودیت این منبع و نقش مستقیم آن در تولید باعث می‌شود نحوه تخصیص برق بر متغیرهایی مانند تولید، ارزش افزوده، اشتغال، صادرات، رقابت‌پذیری صنایع، امنیت زنجیره تأمین و توسعه منطقه‌ای اثرگذار باشد.

بر همین اساس، هدف از اصلاح نظام تخصیص برق نباید صرفاً توزیع محدودیت میان واحدهای صنعتی باشد؛ بلکه مسئله اصلی، تخصیص بهینه یک منبع کمیاب به فعالیت‌هایی است که ارزش اقتصادی، بهره‌وری، اشتغال و منفعت ملی بیشتری ایجاد می‌کنند. این تغییر نگاه، مبنای طراحی چارچوب پیشنهادی اندیشکده برای تخصیص هوشمند برق صنایع قرار گرفته است.

مدل ملی تخصیص هوشمند برق صنایع (NSIEAM) چیست؟

یکی از بخش‌های اصلی این گزارش، ارائه چارچوبی با عنوان مدل ملی تخصیص هوشمند برق صنایع یا NSIEAM (National Smart Industrial Electricity Allocation Model) است. این مدل به‌عنوان یک ابزار تصمیم‌یار چندمعیاره طراحی شده تا تخصیص برق صنایع صرفاً به میزان مصرف گذشته وابسته نباشد و مجموعه‌ای از شاخص‌های اقتصادی، فنی، اجتماعی و منطقه‌ای به‌طور هم‌زمان در تصمیم‌گیری مورد توجه قرار گیرند.

در مدل پیشنهادی، هفت مؤلفه شامل ارزش افزوده و ارزش اقتصادی برق مصرفی، بهره‌وری و شدت مصرف انرژی، اهمیت راهبردی صنعت، اشتغال و اثرات اجتماعی، صادرات و ارزآوری، سرمایه‌گذاری در خودتأمینی و انرژی‌های تجدیدپذیر و شاخص تراز منطقه‌ای و اولویت تخصیص برق مبنای ارزیابی قرار می‌گیرند. وزن‌های اولیه پیشنهادی برای این شاخص‌ها نیز به‌ترتیب ۲۵، ۲۰، ۱۵ و برای چهار شاخص بعدی هرکدام ۱۰ درصد در نظر گرفته شده است؛ البته گزارش تأکید می‌کند این اوزان پیشنهادی‌اند و قابلیت بازنگری متناسب با سیاست‌های کلان و نتایج اجرای آزمایشی را دارند.

توجه هم‌زمان به بهره‌وری انرژی و ارزش اقتصادی تولید

یکی از تفاوت‌های رویکرد پیشنهادی با نظام مبتنی بر مصرف تاریخی، وارد کردن بهره‌وری انرژی در فرآیند تصمیم‌گیری است. در این چارچوب، شاخص‌هایی مانند شدت مصرف انرژی، مصرف ویژه انرژی، میزان برق مصرفی به ازای هر تن محصول و عملکرد انرژی تجهیزات می‌توانند برای مقایسه عملکرد واحدهای صنعتی مورد استفاده قرار گیرند.

در کنار بهره‌وری، گزارش مفهوم «ارزش اقتصادی برق» را نیز مطرح می‌کند و نسبت ارزش افزوده تولید به انرژی مصرفی را به‌عنوان یک شاخص پیشنهادی در نظر می‌گیرد. چنین رویکردی تلاش می‌کند مشخص کند هر واحد انرژی مصرف‌شده در بخش‌های مختلف صنعت چه میزان ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند و این مؤلفه را در کنار سایر معیارها وارد فرآیند اولویت‌بندی کند.

ایجاد انگیزه برای خودتأمینی و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر

گزارش سیاستی اندیشکده تدبیر انرژی همچنین بر ضرورت ایجاد مشوق برای صنایعی تأکید دارد که برای کاهش وابستگی خود به شبکه برق سرمایه‌گذاری کرده‌اند. احداث نیروگاه‌های اختصاصی و خورشیدی، استفاده از سامانه‌های ذخیره‌سازی انرژی، بازیافت انرژی و اجرای پروژه‌های کاهش وابستگی به شبکه از جمله اقداماتی هستند که در مدل پیشنهادی می‌توانند در اولویت‌بندی صنایع مؤثر باشند.

در گزارش پیشنهاد شده است چنین اقداماتی از طریق ابزارهایی مانند افزایش اولویت در تخصیص برق شبکه، کاهش محدودیت‌های مدیریت بار، تسهیل برخی مجوزهای توسعه صنعتی، مشوق‌های اقتصادی و تعرفه‌ای و فراهم کردن امکان مشارکت در بازار برق و خدمات جانبی شبکه مورد حمایت قرار گیرند. هدف این رویکرد، ایجاد پیوند میان سیاست تخصیص برق و انگیزه صنایع برای سرمایه‌گذاری در بهره‌وری و تأمین پایدار انرژی است.

عدالت منطقه‌ای در تخصیص برق صنایع

یکی دیگر از مؤلفه‌های متمایز مدل، شاخص تراز منطقه‌ای و اولویت تخصیص برق است. در این شاخص پیشنهاد شده عواملی مانند تراز تولید و مصرف برق استان، ظرفیت نصب‌شده نیروگاهی، سهم استان در تولید برق کشور، ارزش افزوده صنایع، اشتغال و صادرات، سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های اختصاصی و تجدیدپذیر، شدت مصرف انرژی، اهمیت راهبردی محصولات و همچنین هزینه‌های انتقال برق و توقف تولید در تصمیم‌گیری لحاظ شوند.

توجه به این مؤلفه از آن جهت اهمیت دارد که محدودیت برق در مناطق و صنایع مختلف الزاماً آثار اقتصادی یکسانی ایجاد نمی‌کند. از دیدگاه گزارش، یک نظام تخصیص کارآمد باید علاوه بر وضعیت شبکه، تفاوت شرایط صنعتی و اقتصادی مناطق را نیز ببیند تا مدیریت ناترازی به افزایش هزینه‌های لجستیکی، کاهش بهره‌وری یا انتقال ناکارآمد تولید میان مناطق منجر نشود.

مدیریت بار هوشمند به جای محدودیت‌های یکنواخت

از دیگر پیشنهادهای سیاستی گزارش، حرکت از محدودیت‌های یکسان به سمت مدیریت بار هوشمند و انعطاف‌پذیر است. در این رویکرد، صنایع می‌توانند متناسب با قابلیت خود برای کاهش بار، انتقال زمان تولید یا همکاری با شبکه در مدیریت تقاضا مشارکت کنند و در مقابل از مشوق‌های اقتصادی یا اولویت بیشتر در تخصیص برق برخوردار شوند.

این سازوکار می‌تواند امکان مدیریت انعطاف‌پذیرتر شبکه را فراهم کند و در عین حال هزینه اقتصادی ناشی از خاموشی یا توقف اجباری تولید را کاهش دهد. به همین دلیل، در مدل پیشنهادی، رفتار و سرمایه‌گذاری واحد صنعتی در حوزه انرژی نیز بخشی از معیارهای ارزیابی محسوب می‌شود و تخصیص برق از یک فرآیند صرفاً مبتنی بر سابقه مصرف به یک نظام ارزیابی عملکرد نزدیک می‌شود.

پیشنهاد اجرای آزمایشی مدل تخصیص هوشمند برق

در گزارش پیشنهاد شده است وزارت نیرو، وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان برنامه و بودجه و سایر نهادهای ذی‌ربط، مدل پیشنهادی را ابتدا به‌صورت آزمایشی در صنایع منتخب و انرژی‌بر مانند فولاد، مس و سیمان اجرا کرده و نتایج آن را مورد ارزیابی قرار دهند. همچنین مدل به‌صورت ماژولار طراحی شده است تا امکان اصلاح ضرایب، افزودن شاخص‌های جدید و انطباق آن با سیاست‌های دستگاه‌های مسئول وجود داشته باشد.

گزارش تصریح می‌کند که NSIEAM یک چارچوب تصمیم‌یار سیاستی است و قرار نیست جایگزین تصمیم انسانی یا اختیارات قانونی دستگاه‌های مسئول شود. هدف، فراهم کردن بستری شفاف‌تر، مستندتر و مبتنی بر داده برای پشتیبانی از تصمیم‌گیری در شرایط محدودیت برق است.

از «سابقه مصرف» تا «ارزش‌آفرینی هر واحد برق»

جمع‌بندی گزارش سیاستی «تخصیص هوشمند برق صنایع در شرایط ناترازی انرژی» بر تغییر یک پرسش اساسی در نظام تخصیص برق تأکید دارد. به جای اینکه تنها بررسی شود کدام صنعت در گذشته برق بیشتری مصرف کرده است، باید ارزیابی شود که مصرف برق در هر صنعت و منطقه چه میزان ارزش افزوده، اشتغال، بهره‌وری، تاب‌آوری تولید و منفعت ملی ایجاد می‌کند.

حرکت به سمت چنین رویکردی می‌تواند زمینه اصلاح تدریجی نظام تخصیص برق، تقویت انگیزه صنایع برای افزایش بهره‌وری، توسعه خودتأمینی و انرژی‌های تجدیدپذیر، توجه بیشتر به عدالت منطقه‌ای و در نهایت ارتقای حکمرانی انرژی را فراهم کند. گزارش «تخصیص هوشمند برق صنایع در شرایط ناترازی انرژی» بخشی از مجموعه گزارش‌های سیاستی اندیشکده تدبیر انرژی اتاق کرمان است که با هدف تولید دانش سیاستی و ارائه راهکارهای اجرایی برای مسائل کلیدی بخش انرژی تهیه شده است.

فایل گزارش: انرژی